2- دید بلندمدت داشته باشید: درگیر شدن در ديدگاه كوتاه‌مدت و فرآیند نوسان‌گیری در بازار سهام علاوه بر نیاز به مهارت و دقت زیاد و لزوم ارتباط نزديك با معامله گران شركت‌هاي كارگزاري، اضطراب مضاعفی را بر فرد تحمیل مي‌کند و در صورتی که درصد بزرگی از کل سرمایه به اين استرات‍ژي اختصاص یابد، اغلب نتیجه مطلوبی را عاید سرمایه‌گذار نمي‌کند. نوسان‌گیری باعث مي‌شود مبالغی تحت عنوان کارمزد، مالیات و... پرداخت شوند که هر چند ممکن است کوچک به نظر برسد، اما با تکرار این روند، تبدیل به ارقام هنگفتی در بلندمدت مي‌شوند. فردی که با نوسانات بازار همراه است، قیمت‌های لحظه‌ای و صف‌های خرید و فروش را دنبال مي‌کند و تصمیمات خود را نیز بر همین مبنا اتخاذ مي‌کند. تفاوت اصلی در اینجا این است که معاملات سرمایه‌گذاران حرفه‌ای براساس رشد یا کاهش ارزش برآوردی آنها از سهام یک شرکت انجام مي‌شود؛ اما نوسان‌گیران در روشی معکوس، بر اساس رشد یا کاهش قیمت سهم، تصمیمات خرید و فروش را اتخاذ مي‌کنند. واقعیت این است که قواعد نوسان‌گیری آسان و سریع است و با جو بازار تغییر مي‌کند، اما قوانین سرمایه‌گذاری حرفه‌ای، پیچیده است و فرد باید با تلاش و صرف وقت زیاد، دانش حسابداری و تحلیل بنیادی و تکنیکی را در خود تقویت کند. به همین علت است که تعداد نوسان‌گیران در بازار سرمایه زیاد و تعداد سرمایه‌گذاران حرفه‌ای بسیار کم است، اما مطالعه تاریخچه سرمایه‌گذاران موفق نشان مي‌دهد که دنباله روی از جو بازار باعث کسب سودهای کلان نمي‌شود و بازدهی‌های بزرگ معمولابا خرید و نگهداری سهام ارزنده و ارزان در افق زمانی بلندمدت اتفاق مي‌افتند.
3- زمان ورود و خروج را مشخص کنید: بسیاری از سرمایه‌گذاران سهام مرغوب بازار را به درستی تشخیص می‌دهند اما در تعیین زمان سرمایه‌گذاری اشتباه می‌کنند. اگر سرمایه‌گذار زمان صحیح برای ورود و خروج به سرمايه‌گذاري‌هاي مختلف را تشخيص ندهد، پس از مدتي با زيان و كاهش سرمايه مواجه مي‌شود.
خرید سهام در کف قیمت و فروش در سقف قیمتی از نظر تئوریک ایده معقولي است، ولی اجراي آن در عمل به علت وجود «طمع» و «ترس» در سرمایه‌گذاران مشکل است. واقعيت اين است كه نوسانات در بازار سهام معمولا فريبنده و اغواكننده هستند. وقتي بازار در مسير صعود قرار مي‌گيرد، بيش از هر چيز اخبار مثبت و دلگرم كننده توسط عوامل بازار (رسانه‌ها، كارگزاران، فعالان روزانه تالار معاملات و...) منتشر مي‌شود و سرمايه‌گذاران را تشويق به خريد هر چه بيشتر سهام مي‌كند. اصولا تشكيل حباب در بازارهاي سهام نيز از همين روند پيروي مي‌كند. هر چه قيمت‌ها بيشتر رشد مي‌كند، حجم معاملات نيز افزايش مي‌يابد، زيرا انگيزه عرضه در بسياري از سهامداران (به ويژه نهادهاي حقوقي، دولت و...) تقويت مي‌شود. از سوي ديگر خوش‌بيني مورد اشاره باعث مي‌شود تا سرمايه‌گذاران به خريد هر چه بيشتر سهام روي آورند و به تدريج سبد سرمايه‌گذاران مملو از سهامي مي‌شود كه اكثرا قيمتشان از ارزش ذاتي بيشتر است. در اينجا يك پديده متناقض رخ مي‌دهد؛ هر مقدار نقدينگي در بازار ناياب‌تر مي‌شود (صرف خريد سهام مي‌شود) انتظار و خوش‌بيني نسبت به تشديد روند صعودي نيز بيشتر مي‌شود. اين روند در نهايت منجر به ايجاد شكاف بين عرضه و تقاضا و آغاز روند نزولي بازار مي‌شود. با چرخش بازار معمولا حجم عرضه‌ها بسیار زياد مي‌شود، زيرا تعداد زيادي از سرمايه‌گذاران وجود دارند كه در قيمت‌هاي پايين‌تر خريد كرده و خواهان شناسايي سود و فرار از تبعات آغاز يك روند نزولي هستند. طبيعي است كه اتخاذ تصميم فروش در زماني كه همه خريدار هستند، اقدامي بسيار دشوار و نيازمند شجاعت فراوان است، اما تاريخچه بورس‌ها، مملو از خاطراتي است كه در آن سرمايه‌گذاران حرفه‌اي به طمع اندكي سود بيشتر (با خريد يا عدم‌فروش سهام گران) ضررهاي هنگفتي متحمل شده‌اند. همچنین در بازارهاي نزولي همواره ترس از ضرر بيشتر وجود دارد و اين مساله اتخاذ تصمیم خرید را دشوار مي‌كند، اما بايد دانست جو بازارهاي نزولي معمولا موقعيت‌هاي استثنايي زيادي ايجاد مي‌كند كه برندگان اين موقعيت‌ها، در نهايت خریداران پر تجربه هستند. بر اين اساس مي‌توان نتيجه گرفت كه كنترل نوسانات بازار از عهده سرمايه‌گذاران خارج است، اما تدوين استراتژي سرمايه‌گذاري و تعیین نقاط دقیق ورود و خروج به لحاظ قیمتی و پايبند بودن به آن كاري است كه از عهده تك‌تك افراد ساخته است و در صورتي كه اين روش جايگزين تقليد از عرف بازار و نوسانات روزمره آن شود، مي‌توان به کسب بازدهي معقول و رضايت بخش در طول زمان امیدوار بود.
4- به شایعات بازار اتکا نکنید: تجربه نشان می‌دهد که در جریان فراز و فرود بازار سهام، اغلب بیش از هر چیز شایعات، اخبار و تحلیل‌های «نادرست» به سرمایه‌گذاران مخابره می‌شود. بسیاری از تحلیلگران و منابع خبری ممکن است در زمان اوج قیمت بنابر دیدگاه خود سرمایه‌گذاران را خواسته یا ناخواسته تشویق به خرید کنند یا در شرایط افت قیمت سهام، اخباری به بازار می‌رسد که از به کف رسیدن قیمت‌ها و آغاز رشد سهام در آینده نزدیک خبر می‌دهد. به ویژه در مورد سهام شرکت‌هایی که بعدها سقوط‌های سنگین را تجربه کرده‌اند. در اين شرايط به طور مکرر چنین شایعاتی منتشر شده که تنها گذشت زمان، نادرستی آنها را ثابت کرده است؛ بنابراين مهم‌ترین اصل سرمایه‌گذاری در هر بازار مالی از نظر نگارنده این است که سرمایه‌گذار شخصا با مبانی علمی سرمایه‌گذاری آشنا شود و بتواند در بازار با استراتژی خود و نه بر مبنای توصیه دیگران عمل کند. البته ممکن است در برخی موارد تکیه بر صحبت‌های دیگران سودآور باشد، ولی این عمل فرد را از تبدیل شدن به یک سرمایه‌گذار آگاه باز می‌دارد و این آگاهی تنها رمز موفقیت در بلندمدت است.
5- سبد سهام تشکیل دهید: اصل مهمي‌ که هر سرمایه‌گذار بازار سهام باید مد نظر قرار دهد، متنوع کردن سرمایه‌گذاری‌ها و تشکیل سبد سهام (پرتفوی) به منظور کنترل ریسک سرمایه‌گذاری است. به اين ترتیب روشی که سرمایه‌گذار در پیش مي‌گیرد مبتنی بر تشکیل یک سبد از سهامي‌ است که مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفته است. اگر چه شاید به نظر برسد ایجاد تنوع در سرمایه‌گذاری، بازدهی را محدود مي‌کند، اما تجربه نشان داده است که در بلند‌مدت کفه ترازوی بازدهی پایدار به نفع کسانی است که به جای تمرکز بر تک سهم‌ها، سبد سهام تشکیل داده‌اند. شایان ذکر است روش‌های زیادی برای تشکیل سبد سهام وجود دارد که آنچه ذیلا مورد اشاره قرار مي‌گیرد تنها یک روش پیشنهادی بر مبنای دیدگاه فاندامنتال است.
اول: انتخاب صنایع برتر، دوم: تعیین سهم سرمايه‌گذاری هر یک از صنایع در سبد و سوم: انتخاب یک یا چند شرکت از صنایع منتخب.
در انتخاب صنایع باید نکات زیر مورد توجه قرار گیرد:1 – مطالعه بازدهی متوسط صنعت در چند سال گذشته که محاسبه این بازدهی مي‌تواند با استخراج داده‌های تاریخی شاخص صنعت مربوطه (از سایت‌های اطلاع‌رسانی) انجام پذیرد 2 - محاسبه متوسط حاشیه سود صنعت در چند سال اخیر و روند تغییرات آن 3 - روند عرضه و تقاضا در تولیدات صنعت‌، رقبا، قیمت و نحوه نرخ‌گذاری محصولات و ... 4 - روند تغییرات سود دهی میانگین شركت‌های صنعت 5 - مطالعه ریسک‌های سیستماتیک صنعت (ریسک سیاسی- ریسک تغییر نرخ بهره- ریسک تغییرات نرخ ارز –ریسک تصمیمات دولتی و …).
با توجه به عوامل فوق چند صنعت برای سرمايه‌گذاری انتخاب مي‌شود و با توجه به مطلوبیت هر صنعت براساس نتایج بررسی‌های فوق‌، درصد تخصیص سرمایه به هر کدام تعیین مي‌شود. سپس در هر صنعت منتخب‌، یک یا چند شرکت برای سرمايه‌گذاری انتخاب مي‌‌شود.
در انتخاب شركت‌های برتر‌، علاوه بر عوامل فوق، باید مواردی همچون قابلیت نقدشوندگی، میزان سهام شناور آزاد، ترکیب سهامداران، ثبات نسبی سودآوری در سال‌های گذشته‌ و طرح‌های توسعه شرکت نیز باید مدنظر قرار گیرد. علاوه بر آن، بررسی روند تغییرات حجم فروش و سودآوری و بازده قیمت سهام شرکت در گذشته نیز اهمیت زیادی دارد. گام آخر نیز به منظور انتخاب سهام برتر از صنایع منتخب مي‌تواند تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی، ضریب بتا (ریسک سیستماتیک) و مقایسه نسبت P/E شركت‌ها در یک صنعت باشد. بدیهی است که هر سرمايه‌گذار برای طی موفقیت‌آمیز مراحل فوق، نیازمند مجهز شدن به دانش بنیادی تحلیل سهام است.
در پایان خاطرنشان می‌سازد توصیه‌های فوق به صورت عمومی مطرح شده و نمی‌توانند در کلیه شرایط مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرند.